X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : پنج‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1396 | 04:20 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار

  بار خدایا ، وسوس های نفس نگذاشت تا جانم در نهر رجب تطهیر شود ...  

  از در آویختگان درخت طوبای شعبان هم که نبودم !  

                                                                                                              

                                   ترحم فرما           

                                                                     و در دریای رحمت رمضانت مستقرم نما ...

 

ب . ن : 

صدای پای رمضان به گوش میرسد
دستهای خالی مان دستاویز دلهای پاکتان
ما را در روز آخر شعبان
نه به بهای لیاقت
بلکه
به رسم دوستی و رفاقت
اول حلال
و بعد
دعایمون کنید که
در دریای رحمت  رمضان خداوند مهربان مستقر گردیم . ( جمعه 30 شعبان )



تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1396 | 04:58 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار

سلام پدرجان
خوبید؟
سلامتید؟؟؟


درسته که نیستم اما شما هیچ وقت از یاد و خاطرم فراموش نخواهید شد....

مدت کمی ایست که وارد زندگی جدیدی شدم
خداروشکر همسرم فردی مهربان و دلسوز هستن.

عمر ادمیست دیگر بزرگ میشویم و کم کم روبه پیری.‌.

راستش رمز کاربری وبلاگمو فراموش کردم
هرچه به این مغز مبارک فشار میارم یادم نمیاد


ان شاالله هرجایی که هستید سلامت باشید
من نیز خوبم
خدانگهدارتون

شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ @ ۱۰:۴۷ ب.ظ 


ادامه مطلب
تاریخ : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1396 | 01:12 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار

به یک اتفاق و یک دورهمی خانواده گی ، به دور از گسستگی خانواده ، به صرف شام در دعوت حقیر و در غار رستوران ققنوس کرج ...

 همه چیز برای فقط چند ساعت به تصادف آخرین شب پراز جنب و جوش شهر ، به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری دولت 12 به خوشی و شادی بچه ها گذشت ...

ولی

نقاشی زیبای قابل نوشتن برآمد که :

همیشه نگران این هستیم ، بچه هایمون به حرف های ما گوش نمی دهند ، غافل از اینکه نگرانی مهمتر این است که

بچه ها همیشه به تماشای ما می نشینند ! فقط همین

 

ب . ن : 

1) جدایی مانند قطع عضو است   زنده می مانی ، اما کمتر از پیش هستی ... « ماگارت » 

2) زمان آدم ها را دگرگون می کند  اما تصویری را که از آنها داریم ثابت نگه می دارد . هیچ وقت چیزی دردناک تر از این تضاد مبان دگرگونی آدم ها ، و ثبات خاطره نیست !  « مارسل - پروست » 



تاریخ : پنج‌شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1396 | 06:05 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار

گربه ی بی شاخ

ماندم ، سرمست شدم

خنده بودم ، گریه شدم

زنده بودم ، مرده شدم

دولت بی کس و خاشاک شدم

بگمانم اینجا خیلی تنها شدم

تنهایی در اینجا موج میزند

بودنند خیلی ها ، چون « سار » در آمدند و

 رفتند

آنانی هم که هستند

چه بی نظر !! ، خسته و خواب آلودنند

و بسیار ، بسیارند که

آهسته ، آهسته می آیند و

بسرعت می روند

تا

گربه شاخ شان نزند!!



تاریخ : پنج‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1396 | 08:01 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار

در هیاهوی انتخابات :

من نیاید چیزی باشم که تو می خواهی ، من را خودم از خودم ساخته ام .

منی که من از خودم ساخته ام ، آمال من است .

تویی که تو از من می سازی آرزوهایت و کمبودهایت هستند. لیاقت انسان ها کیفیت زندگی را تعیین می کند ، نه آرزوهایشان .

من متعهد نیستم چیزی باشم که تو می خواهی و تو هم می توانی انتخاب کنی که من را می خواهی یا نه  ؛ ولی نمی توانی انتخاب کنی که از من چه می خواهی .

می توانی دوستم داشته باشی ، همین گونه که هستم و من هم

می توانی از من متنفر باشی بی هیچ دلیلی و من هم

چرا که هر دو انسانیم .

این جهان مملو از انسان هاست ، پس این جهان می تواند هر لحظه مالک احساسی جدید باشد.

تو نمی توانی برایم به قضاوت بنشینی و حکمی صادر کنی و من هم

قضاوت و صدور حکم بر عهده نیرویی ماورایی خداوندگار است .

دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می ستایند .

حسودان از من متنفرند ، ولی باز می ستایند . دشمنانم کمر به نابودیم بسته اند و همچنان می ستایندم . چرا که :

من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستی خواهم داشت،نه حسودی ونه دشمنی و نه رقیبی .

من قابل ستایشم و تو هم

یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد ، به خاطر بیاوری که :

آن هایی که هر روز می بینی و مراوده میکنی ، همه انسان هستند و دارای خصوصیات یک انسان ، با نقابی متفاوت . اما همگی جایزالخطا.



   1    2    3    4    5      ...    211    >>

پیوندهای روزانه
موضوعات وب
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 144358

  • paper | خرید بک لینک | میله
  • کد آهنگابزار وب مستر