X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل
تاریخ : چهارشنبه 7 مهر‌ماه سال 1395 | 11:29 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار


7 سال پیش در چنین روز و  ساعتی «آشیانه ی عشق»

پاورقی روز ۰ ( با خدا ! )

تاریخ : چهارشنبه 7 مهر‌ماه سال 1389 | 11:29 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار

باخدا!

خدایا ! تو ستارالعیوبی ، ما را به علم و حلم تو به سکوت و صبر شکیبایی یاری نما  و ختم بخیرمان بگردان .

خدایا ! ما را همواره واقف گردان که تـــــو:

ناظر ، بر اعمال و رفتار مان ؛

حاکم ، بر اندیشه و فکرمان ؛

           محیط و محاط ، بر روح و روان ما ن ؛

                                                                   و . . . ؛ هستی .

خدایا ! ما را در طرح الهی نوشته شده برایمان همواره هوشیار ، عالم  و موفق و موئد بگردان .

خدایا ! از آنهمه نشانه و آیات تو مرا به روشنایی آیه :

                                                    « از آن توایم و بسوی تو باز خواهیم آمد . انا لله و انا الیه راجعون »  بس است ! کمک و یاری ام نما همواره و همواره آیه و نشانه فوق دست آویزم گردد .

خدایا ! قلبم را برای رویا رویای با تو « الیه راجعون » گشاده گردان و همه و همه سختی ها جدایی جسم از روح را بر من آسان گیر .

خدایا ! خاطرات و عملکرد دنیوی ام که همه و همه برای جوارع و اعضای جسمم ،«که از خاک (گل صلصال) بود و بس » همه و همه آنان را با جسمم ، به کرم و مهربانی  و بخشش و عفوت به خاک بسپار و مرا به روح ملکوتی ام که جزء روح تو نیست در محضرت پذیرا باش .

خدایا ! تو خود از همه و حتی بر من واقف تری که برای دست کشیدن از عشق زمینی و لذت دنیوی چگونه و چه مقدار بر خود جفا نموده ام و چه سختی و دشواریهای را به جان خریده ام ! به کرم ، لطف و عزتت بر من خورده مگیر !

و خدایا ! قدرت انتخاب از من صلب شده است ، تو برایم هر آنچه که به صلاح و مسلئتم است انتخاب کن و مرا همواره ابزاری موفق در امور انتخاب شده برایم قرار ده .

تولدی

 آغاز شد

و

امروز

تاریخ : چهارشنبه 7 مهر‌ماه سال 1395 | 11:29 ق.ظ |



ورق خورد به

آغاز هشتمین سالش

 خدایا!  میدانی که این روزها
- دلتنگی هایم را با تو نقاشی می نویسم... 
- نگرانی  هایم را بدست تو سپردم.. 
- قدم هایم را بنام تو می گذارم ... 
- وهرچه در این مسیر برایم مهیا گردد را با آغوش باز پذیرفته و می پذیرم... 
- خوب تر دانستم که هر لحظه با یاد تو هم جهنم و هم بهشت زیباست... 
- فقط تو باش. 



ادامه مطلب
تاریخ : پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1395 | 06:40 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار

مهر

نمی دانم در فصولی که ازت بگذشت

چقدر از مهر و مهروزیت را

هزینه نموده ای ...

ولی خوب میدانم که

چراغ خاطرات کهنه ات با

اشعار نوعش...

مدتهاست خاموش است !

نگران مباش

همه ی پاییز

لطفش به مهر هست که تو را

به اول معلم « خدا »

نزدیک و نزدیک تر می کند ...

و مرا

با :

به تو...

اول مهرت سرشار از نور خدا

ای مهربان معلم



تاریخ : پنج‌شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1395 | 07:30 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار
یکی و یکی دیگر

یکی

رفت به بهانه اینکه باران


تماشا کند

طوفان گرفتش...

سماجت بخرج داد ، خاک بلعیدش...

یکی هم

نبود

تا

چتر بگیرد

و

 بالن شود برای پرواز

تا

آرام گیرد آن

یکی !



ب . ن :

1- دل که داری نه که صاحب ش هر یار است /  یاری را در آن بگنجانید که صاحب آن دل است

2- هر کجا محرم شدی چشم از خیانت باز دار /  ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم میشود

3- رفت رفیق اما دلی را باز کرد /  اینهمه دوستان را در آن دل جا کرد



تاریخ : پنج‌شنبه 18 شهریور‌ماه سال 1395 | 07:30 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار

ایام


چقدر روز را


نفس بدر کنیم که


شب


فرار رسد ...


و


چقدر شب را بمیریم که


روز طلوع گردد ...


روزی که


تولدی دیگر است !


اما


چه بد عادتیم


آغشته به نفس های دیروز ...


آلوده به هوای فردا ...

 




تاریخ : پنج‌شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1395 | 07:30 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار

عطر خدا « هوای عشق » :



این هوای توست !


که در سرم


می چرخد ...


وقتی پیدا نمی شوی ...


مدام غرق عشق تو می شوم ...


همه ی


افسانه ی زندگی ام تو می شوی ...


کاش


پیدا نشوی !!!


تا


پیدا شوم با



همه ی خدایم!
به هوای
 عشقت...



   1    2    3    4    5      ...    201    >>

پیوندهای روزانه
موضوعات وب
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 138022

  • paper | خرید بک لینک | میله
  • کد آهنگابزار وب مستر