X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : دوشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1395 | 11:11 ب.ظ | نویسنده : احمد استوار

در حالی که بهار به همه و همه ی بود و نبودش تا ساعتی دیگر رخت بر بسته و می رود تا شب هنگام به تاریکی و دل شب ، تابستان سال 1395 فرا رسد ...

 

 ما را ، حال و هوای خوشی نیست !

متاسفانه خستگی مفرط جسم و روح می آزارد ما را  و بهنونه ی شده برای بی حالی و بی حوصلگی ناشی از تنهایی و تنهایی زیستنمون که امانمون را بریده است .

دخل و خرج ، سر به سر نمی آید ، یک رفتن به « ناکجا آباد » زمزمه  و به دل دل کردنمون در پی حذف و به تعطیل کشیده شدن شنبه و یکشنبه هایم که به سفر هفتگی و نقاشی و تصویر یک سال زندگی ام به شنبه و یکشنبه ها عادت کرده بود م ، نشسته است ...

 حذف آن شنبه و یکشنبه ها در حالی که هنوز تابستان نرسیده بود مرا غافلگیر کرده است و همچنان که مفاصل و بند بند بدنم میل به رفتن دارد ولی ساکن نگهشون داشته ام و این ، همه چیز دشوار را ، دشوارتر نموده است !!

قصه زندگی خانوادگی ام هم این روز و شب ها داستان راستان خود را داشته و دارد !! بچه ها بزرگ و بزرگتر و رسمی ترند باهام  و با مادر رفته ی خود بیش از یکدهه ازجمع خانوادگی هم صمیمی تر شده اند و حقیر دیگر به بند و بند جوارع ام درد تنهایی را در حس خود داشته و دارم  و بسختی و با ترس و لرز کمی خاص تر ایام را سپری میکنم ...

رفت و آمد دوستان مجازی هم که چونان ما مزید بر علت شده و ...

 رمضان هم  که از پیش تر ازآن که در ماهای رجب و شعبان به سنوات گذشته همراهم بوده ، رمق از جانم گرفته و بدنم کشش و حفظ خود را از دست داده و ما مونده ایم با نیمه ی دیگر از ماه رمضان ، که اگر نوبت عهدمان با خداییمون « که به دهان روزه و برای افطار دعوتش را لبیک گوییم .» در این نیمه ی باقیمانده از رمضان نرسد ، آنگاه ...  



پیوندهای روزانه
موضوعات وب
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 147591

  • paper | خرید بک لینک | میله
  • کد آهنگابزار وب مستر