X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : چهارشنبه 9 تیر‌ماه سال 1395 | 11:52 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار

تقدیر

گفته اند که :

همین شب های که گذشت ( 19 ، 21 ، 23 رمضان )

که ، بنام شب قدر نوشتنش !

تقدیر یکسال تو ، بر تو نوشته خواهد شد ...

تو همین شبها بود که :

قدم زدم به سرمای وجودم ...

که از زمستان سال 1379 با ماست ...

و

چنان منجمد و یخ بسته که

فصول های مختلف این همه سالهای دور و دراز ...

آب مان ننمود ...

و شاید

منجمدترمون کرد ...

خوب یادمه که

نه 19 رمضان بود ، نه 21 رمضان ، نه 23 رمضان  و نه

27 رمضان که شاید شب قدر به آن شب آتی هم اطلاق گردد ...

ورق زدیم خاطراتمون را به داستان راستان در همین آشیانه ...

از مهرماه سال 1389 ، ده سال پس از یخ بستمان ( موضوعات وب )

-        پاورقی در نقاشی یادنامه هایم ( 205 نسخه )

-        مجموعه سوزن دل تنهایی ( 186 نسخه )

-        یادنامه سالهای 88-1387 ( 51 نسخه )

-        پاورقی های سال 1393 ( 159 نسخه )

-        پاورقی های سال 1394 ( 98 نسخه )

-        پاورقی های سال 1395 (32 نسخه )

نتوانستم بیابم که کدامین شب بود ،  به « شب قدر» تقدیرمان نوشته شد...

 و این همه سالها تداوم یافت که ...!!!

فصل های مختلفی بر ما گذشت

همچنان

عطر و بوی زمستان سال 1379 ما را همراه داشت ....

رمضان های زیادی بر ماگذشت  و شب های خاص آن هم ...

اما ...

گذشته را گذراندیم ...

آینده رو نقاشی ننموده ایم ...

,ولی

حالمون گره خورد به گذشته و آینده مون ...

و

خدا تماشا نمود !

دعوتمان ننود !!

و ناگهان چقدر زود دیر خواهد شد که توجه کنیم همه ی آنچیزهایی را که ما در این سالیان دراز برخود نقاشی نموده ایم سرنوشت و تقدیر ما بود که ما با دستان خودمان می نوشتیم به « قدر » و منزلتمان ؛ و همه ی اتفاقات سرد و گرم این ایام ( که کم هم نبوده اند ) تلنگرهایمون بود که طبیعت هوشیار بر سر راهیمون میگذاشت تا ...!!!



پیوندهای روزانه
موضوعات وب
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 146996

  • paper | خرید بک لینک | میله
  • کد آهنگابزار وب مستر