X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
تاریخ : شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1396 | 03:08 ق.ظ | نویسنده : احمد استوار

 

به پاس این نقاشی در هوای سرد ، برفی و یخ بندان سه شنبه 10/11/1396  ، 7 صبح کرج را به قصد تهران ترک نموده و بزحمت 10 صبح خود را به اداره کل سازمان بازنشستگی جنوب تهران ( منیریه ) رساندم ، نامه ی برقراری حقوق و مزایای بازنشستگی ام پس از 5 ماه با کش و قوس های فراوان و فراوانتر دو روز قبل به شماره 2876 / و / 25504 مورخ 8/11/1396 با شماره پیگیری 106251350 با تنظیم ماهیانه دومیلیون و پانصد و خرده ی تومان برای بررسی در سازمان و تائید و اقدام از شرکت رسیده بود !!! در حالی که آقای احمد رفیعی مدیرکل سازمان مربوطه می فرمود هنوز کسورات قانونی کسر شده از فیش های حقوقی پرسنل رسمی شرکت را تا پایان اردیبهشت ماه 96 پرداخت داشته اند و ماه های خرداد ، تیر ، مرداد ، شهریور ،... مانده است و همین موضوع کافیست که پرونده به شرکت عودت داده شود و تا پایان ماه جاری هم به حقوق و مزایای بازنشستگی تان نرسید !!!

رهایی دفتر مرکزی شرکت توسعه و سرمایه گذاری امیر منصور آریا واقع در انتهای کوچه ششم خیابان احمد قیصر تهران مالک شرکت خدمات مهندسی خط و ابنیه فنی راه آهن شدم ، ساعت 11 صبح حوزه مدیریت عالی شرکت پس از هماهنگی سرپایی با محمد حسین خسروی ( پدر خانم مه آفرید امیر خسروی « مدیر عامل اسبق شرکت » که اعدام شده است !!! ) در طبقه دوم ساختمان فوق الذکر .  در یک بگو و مگوی کوتاه با منشی های دفاتر دوگانه طبقه 5 ساختمان ، خیلی زود به اتاق و جلسه ی سه نفره ی آقایان : دکتر ریاحی « وکیل حقوقی و عضو هیات مدیره بزرگ شرکت توسعه و سرمایه گذاری امیر منصور آریا » ، مهندس مرداوج « برادر آن مرحوم اعدام شده و عضو هیات مدیره کنونی شرکت » و مهندس پهلوان « مدیر عامل شرکت فوق و جانشین مدیر عامل اسبق اعدام شده » دعوت شدم و با عذر خواهی قصه از غصه به داستان راستان بیان داشتم و در یک کش و قوس لفظی با دکتر ریاحی برآن شدم تا در سالن انتظار مدیرعامل شرکت ( مهندس پهلوان )  به سکوت تا وصول مطالبات بنشینم ، دقایقی نگذشته بود که آقای دکتر ریاحی به سراغم آمد و دستم را گرفت تا برای حل و فصل مطالبات درخواستی ام در دفترش مجدداً حاضر شوم ، عجب !!! آقای مهندس معینی « مدیر عامل شرکت خدمات مهندسی خط و ابنیه فنی راه آهن » را فرا خوانده بود و سرپا ، دم درب ورودی اتاق دکتر منتظر ورود و حضور بنده !!! امتناع نمودم از حضورم در اتاقی که قرار است مهندس معینی حاضر باشد و اعلام داشتم او را خوب می شناسم و 5 ماه وقت داشت برای حل و فصل موضوع ، و دفتر کارش را هم خوبتر بلدم ، او گره گشا نیست و هیچ اعتمادی هم به او نداشته و ندارم ، در حالی که آقای مهندس معینی به مثال هلو قرمز شده بود آقای دکتر ریاحی و مهندس مرداوج و مهندس پهلوان بر حضورم در جلسه ی مجدد با حضور آقای مهندس معینی اصرار می ورزیدند حقیر همچنان مصمم به عدم حضورم با حضور هم شدم و در نهایت با عذر خواهی برگشتم به سالن انتظار مهندس پهلوان مدیر عامل شرکت ؛  ساعت شد 5/3 عصر ، در حالی که آقایان در کش و قوس حل و فصل موضوع از طریق آقای معینی اند ، غافل از اینکه او غیرقابل اعتماد و به قول امروزیها دودره باز و شاید هم زرنگ تر از این حرف و حدیث ها ؛ در حالی که مهندس پهلوان میگفت غافل از آن نیست و او را خیلی بهتر از بنده می شناسد ، ولی ... !!!

ظاهراً آقای مهندس معینی همچنانکه پیش بینی می نمودم  آقایان را سرکار گذاشت  تا شاید انتقامی سرسخت از بنده بگیرد ، در نتیجه آقای مهندس پهلوان ضمن هماهنگی تلفنی با دکتر ریاحی « که بیرون از دفتر مرکزی شرکت رفته بود » و در خواست ازم که با دریافت 15 میلیون تومان از حساب تنخواه دوربرخودش و بزرگ شرکت توسعه و سرمایه گذاری امیر منصور آریا برای راه اندازی رتق و فتق روزمره گیم ، فرصت خواست تا شخصاً موضوع را رسیدگی و در دستور کار خود قرار دهد ، حقیر هم حسب در نظر گرفتن کلیه جوانب و مشاوره تلفنی گرفتن از دوست ، همکار و ... « مهندس فروزش » با دریافت 15 میلیون تومان علی الحساب از آقای مهندس پهلوان « 19450000 ریال نقدی و 130550000 ریال چک بانکی شماره 387411 مورخ 24/10/1396 بانک سپه در وجه شرکت امیر منصور آریا » ساختمان را ضمن خداحافظی از اوشان ترک نمودم در حالی که بنا داشتم تا وصول و واریزی کلیه مطالباتم به حساب شماره 100601408008 بانک ملی شعبه طالقانی تهران « شماره کارت 6037997152955408 که طی درخواست مهندس پهلوان ( مدیر عامل شرکت )  به تفکیک کتباً به ایشان ارایه داشته بودم .



پیوندهای روزانه
موضوعات وب
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 153528

  • paper | خرید بک لینک | میله
  • کد آهنگابزار وب مستر